مرکز پیش دبستانی توتیا

بازدید رئیس اداره بهزیستی از مهد و پیش دبستانی توتیا

امروز مهدکودک و پیش دبستانی توتیا میزبان ریاست محترم اداره ی بهزیستی شهرستان جهرم "جناب آقای رامشخواه" بودند. دیدار صمیمانه ریاست محترم بهزیستی شهرستان با مدیریت مرکز توتیا داشتند ضمن تشکر و قدردانی از تلاش های بی وقفه ی این مرکز در امر آموزش و پرورش ، از کلاس ها و برنامه های آموزشی مهدکودک دیدار کردند و با کودکان مهد دیدار و گفتگوی صمیمانه نمودند و بیان کردند مهدکودک توتیا یکی از مراکز توانمند در امر آموزش با مدیریتی با سابقه ی درخشان می باشند و خواستار تعاملی هدفمند با این مرکز بودند.

 

 

IMG_8994

    

IMG_8999

IMG_9013

 

IMG_9014

 

 

لطفا برای دیدن عکس ها ، از این به بعد به سایت زیر مراجعه فرمایید :

www.jahromtootiya.ir

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 8:54  توسط خاله شیرین  | 

ucmas

مژده به والدین عزیز

جهت سال تحصیلی 94-93 کلاس های ucmas با همکاری نماینده انحصاری ucmas در جهرم در پیش دبستانی توتیا برگزار می گردد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 11:50  توسط خاله شیرین  | 

روانشناسی کودک

به کودکان کمک کنید با هم بازی کنند

 

وقتی قرار است کودکتان با دیگران، دوستان و خانواده‌اش در یک بازی دسته جمعی شرکت کند بهتر است در مورد این موضوعات و اتفاقات اجتناب ناپذیر با کودک و همسرتان و پدر و مادرهای دیگر به توافق برسید:

 

ـ جدایی

ـ رفتارهای ناپسند

ـ پرخاشگری

ـ تصاحب اسباب بازی‌ها

 

اگر پدر و مادر دراین موضوعات باهم به توافق برسند زمانی که مساله یا شرایط خاصی پیش بیاید می‌توانند به راحتی از یکدیگر حمایت کنند. تصمیم گرفتند وقتی کودک در بین بازی عصبانی می‌شود، با دیگران دعوا می‌کند، گریه زاری راه می‌اندازد و پرخاشگری می‌کند بسیار سخت است. بیشتر پدر و مادرها در این شرایط یکدیگر را مقصر می‌دانند و اصلا به این موضوع فکر نمی‌کنند که به جای پیدا کردن مقصر راهی برای خروج از بحران بیابند. اتحاد و توافق پدر و مادر و بزرگترها مانع ایجاد تنش‌های بیشتر می‌شود. این پیشنهادها برای یافتن بهترین توافقات و روش تصمیم گیری و حمایت مفید هستند.

 

جدایی

اتفاقاتی مثل اینکه پدر یا مادر برای چند لحظه اتاق را ترک کند تا به تلفن پاسخ بدهد، رفتن به حمام یا بیرون رفتن از خانه بسیار پیش می‌آیند. پدر و مادر باید به کودک بگویند چه می‌کنند و چرا او را تنها می‌گذارند.

 

پدر و مادر باید به کودک از همان دوران نوزادی دلایل جدایی را توضیح بدهند. کودک باید بداند پدر یا مادر چرا او را حتی برای چند لحظه تنها گذاشته و رفته است. او نیاز دارد متوجه اتفاقاتی که می‌افتد، باشد.

 

به کودک بگویید کجا می‌روید، کی می‌روید و چه زمانی بر می‌گردید. اگر کودک ناراحت و بی قرار می‌شود شما باید به او اطمینان بدهید که هرگز او را تنها رها نمی‌کنید. به کودک اطمینان بدهید که کسی که مراقبش است دوستش دارد و شبیه پدر و مادرش است.

 

این روش به کودک کمک می‌کند تا اطلاعاتی را که برای شناخت محیط اطرافش نیاز دارد را کسب کند. حتی نوزازدان هم نیاز دارند تا با آنها حرف بزنید. آنها خیلی زودتر از آنچه که ما متوجه شویم حرف هایمان را می‌فهمند. اینکه به کودک بگویید او را تنها می‌گذارید، احساس احترام را در کودک تقویت می‌کنید. حرف زدن، به کودک احساس گرمی، نزدیکی و امنیت را برای بیان عمیق ترین احساسات بدون ترس از تایید نشدن ویا نادیده گرفتن توسط بزرگسالان می‌دهد. اگر کودک گریه کرد نباید نگران باشید، او احساساتش را با گریه نشان می‌دهد، او یاد می‌گیرد تا احساس علاقه و دوستی را بیان کند و بعد از مدتی کودک یاد می‌گیرد ترس از تنهایی و جدایی را کنار بگذارد.

 

حالا فرض کنید که می‌خواهید کودک را در جمع دوستانش تنها بگذارید. باید به او بگویید که کجا می‌روید کی برمی گردید. باید به او اطمینان بدهید که او در محیطی مطمئن و آرام قرار دارد و حتی اگر شما نباشید می‌تواند نیازها و درخواست‌هایش را از دیگران بخواهد و آنها از او مراقبت می‌کنند.

 

باهمسرتان در این مورد به توافق برسید. اگر کودک از تنهایی و دوری شما گریه کرد هر دو باید آماده پاسخگویی به کودک باشید. یکی از شما نباید به دیگری انتقاد کند که چرا خانه نبودی؟ چرا کودک را تنها گذاشتی و یا چرا به بچه توضیح می‌دهی که قرار است چه کنیم.

 

رفتارهای پرخاشگرانه

مواردی مثل هل دادن یا کتک زدن بچه‌های دیگر، بوسیدن یا بغل کردن از روی زور و اجبار رفتارهای پرخاشگرانه هستند.

 

کودکان نمی‌خواهند واقعا به دیگران آسیبی بزنند. جر زدن در بازی، هل دادن یا زدن خواسته و هدف کودکان نیست. زمانی که کودک بترسد یا عصبی و پریشان شود ممکن است با رفتارهای پرخاشگرانه واکنش نشان بدهد. پیش از اینکه کودک بخواهد و یا بتواند به کسی آسیبی بزند دخالت کنید و سعی کنید کودک را آرام کنید. کنترل کودک به شما کمک می‌کند تا جلوی رفتارهای پرخاشگرانه را به راحتی بگیرید. به جای اینکه او را شرمنده کنید یا مقصر بدانید می‌توانید او را به آغوش بگیرید و آرامش کنید.

 

فرض کنید همه بچه‌های فامیل دور هم جمع شده اند و بازی می‌کنند. بعد از یک یا دوبار بازی دسته جمعی به راحتی می‌توانید تشخیص بدهید که کدام بچه بیشتر رفتار پرخاشگرانه دارد و بازی را بهم می‌زند و دیگران را اذیت می‌کند. ابتدا باید یادتان باشد که یکی از والدین را مسئول مراقبت از کودکان بگذارید. بچه‌ها نباید هرگز تنها رها بشوند. در قدم بعدی باید کودکی که رفتار پرخاشگرانه دارد را کنترل کنید. او را آرام نگه دارید و اجازه ندهید در بازی بچه‌ها تنش و درگیری ایجاد بشود. این مراقبت‌های فوری و هوشمندانه به مرور به بچه‌ها کمک می‌کند تا روش درست بازی را یاد بگیرند و بدون ایجاد درگیری و با صمیمیت و دوستی باهم بازی کنند.

 

وقتی کودک ناآرام و پرخاشگر را آرام کردید سعی کنید با او ارتباط برقرار کنید. به چشم‌های کودک نگاه کنید و او را به آغوش بگیرید. «من نمی‌ذارم کسی اذیتت کنه دختر کوچولو»، «خیلی دوستت دارم عزیزم» این جمله‌ها را به آرامی بگویید. اگر کودک پدر و مادر خودش را خواست او را پیش پدر و مادرش ببرید. اگر پدر و مادر آنجا نیستند شما سعی کنید شنونده حرف‌ها و احساساتش باشید. مانع گریه کودک نشوید. این کار کمی از فشار عصبی و بی قراری کودک کم می‌کند.

 

پدر و مادر نباید هرگز جانب یک نفر را بگیرند و کودکی که خشونت می‌کند را تحقیر کنند. اگر دعوا و پرخاش بین خواهر و برادر است شما حق ندارید دیگری را به شدت بکوبید و یا یارکشی کنید. مثلا نباید پدر جانب دختر و مادر جانب پسر را بگیرد. هر دو باید متحد باشید حتی اگر در آن لحظه خاص مخالف عملکرد یکدیگر باشید.

 

انزواطلبی

رفتارهایی مثل کناره گیری از گروه و دوستان، تنها بازی کردن و ترس از برقراری ارتباط با دیگران انزوا طلبی کودک را نشان می‌دهند.پدر و مادر باید تلاش کنند تا کودک را وادار به برقراری ارتباط کنند. پیشنهادهایی خلاقانه برای دوست پیدا کردن و بازی کردن به کودک بدهید و سپس اجازه بدهید خودش انتخاب کند به چه روشی با دوستانش رابطه برقرار کند.

 

کودکان از اینکه در جمع‌های دوستانه پذیرفته نشوند می‌ترسند. ممکن است کودک‌تان به جمعی وارد شود و با شوق به سوی کودکان دیگر برود اما بعد از مدتی شروع به گریه کردن بکند. اجازه بدهید کودک با این ترس غلبه کند. کمک کنید تا با شجاعت و اعتماد به نفس وارد ارتباط‌های جدیدی بشود. ارتباط و صمیمیت خودتان را با کودک حفظ کنید. به او اطمینان بدهید که شما در کنارش هستید و از او مراقبت می‌کنید سپس او را به جمع دوستان ببرید و از او بخواهید راهکارهایی که به او داده اید را عملی کند.

 

تصاحب اسباب بازی ها

بسیار عادی است که کودکی اسباب بازی‌های دیگران را تصاحب کند و یا نوبت بازی را رعایت نکند. بزرگتر‌ها می‌توانند بدون دخالت مستقیم مشکل را به راحتی حل کنند. به کودک پیشنهاد بدهید تا با اسباب بازی دوستش برای مدت محدودی بازی کند. با مهربانی از دوستش بخواهید تا عروسک را به دوستش قرض بدهد. از کودک بپرسید چرا دوست دارد با آن اسباب بازی خاص بازی کند. به کودک بگویید«از این اسباب بازی خوشت اومده؟باید از دوستت اجازه بگیریم تا باهاش بازی کنی»«اجازه بده دوستت از این اسباب بازی استفاده کنه. اون عروسکت رو نمی‌بره فقط می‌خواد باهاش بازی کنه»، «اگه هر دو باهم بازی کنین بیشتر بهتون خوش می‌گذره»، «منم کنارت منتظرمی مونم تا نوبت تو بشه».

 

یادتان باشد هیچ وقت چیزی را که برای خود کودک است با زور از او نگیرید. او همین شیوه را با دوستانش ادامه می‌دهد. گاهی قاپیدن اسباب بازی‌ها بدون دلیل است و کودک اصلا نمی‌داند چرا اینکار را می‌کند.

 

اگر کودک را عادت داده باشید تا خواسته هایش را با التماس محقق کند او برای رسیدن به نیازها و درخواست هایش از شیوه گریه و زاری استفاده می‌کند. به همین ترتیب او در بازی‌های جمعی نمی‌تواند خواسته هایش را بیان کند و آنقدر صبر می‌کند تا اشک هایش برای یک عروسک یا ماشین سرازیر شوند. اگر کودک فرصت و اجازه بیان خواسته‌ها و نیازهایش را داشته باشد با دوستانش نیز همینطور رفتار می‌کند. او نه تلاش می‌کند دیگران را مجبور به التماس کردن کند و نه خودش از بیان خواسته هایش می‌هراسد.      

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 12:26  توسط خاله شیرین  | 

روانشناسی

مهمانان همیشگی خانه‌ی ما

دانلود فیلم با لینک مستقیم

گاهی کارهای خانه که تلمبار می شود ، واقعا خسته کننده است و از همه بدتر اینکه ،یک نفر و در بیشتر مواقع مادر خانواده باید کارهای بقیه ی افراد را انجام دهد.گاهی پدر هم به او کمک می کند اما بچه ها انگار مهمانان همیشگی اند و هر چه مادر تلاش می کند تا آنها را به نوعی در قبال وظایفشان مسئولیت پذیر کند ، اما بی فایده است.مشکل فقط این روزها نیست که آنها کودک اند ، اگر امروز نتوانند از عهده ی کارهای شان بر آیند ، فردا نیز بزرگسالانی نصفه و نیمه می شوند.

 

ترفند های زیر را بکار ببرید تا فرزندان تان با شما در انجام کارهای خانه همکاری کنند.

*به فرزندتان بگویید که کارهای خانه اختیاری نیست و به شکایت آنها گوش نخواهید داد و واقعاً هم این کار را انجام دهید.

 

*با تحسین و اظهارنظر مثبت، عزت نفس کودک را تقویت کنید

 

*بگویید کارکردن تا چه اندازه موجب شادی و آسایش شما می‌شود.

 

*کارکردن، هم برای کودک و هم برای سایر اعضای خانواده، مفید و سودمند است.

 

*ارزیابی و بازرسی را به‌نحوی خوشایند انجام دهید.

 

*حتی ناچیز‌ترین دستاوردها را تأیید و ستایش کنید.

 

*به‌جای اینکه مچ کودک را حین انجام کار اشتباه بگیرید، او را در حال انجام یک کار صحیح و خوشایند، غافلگیر کنید.

 

*برای تحسین و تشویق روزانه کودک، دقیقاً کارش را توصیف کنید. مثلاً به‌جای اینکه بگویید عالی است یا تو یه قهرمانی، واضح تشریح کنید که می‌بینم اسباب بازی‌ها سرجایش قرار گرفته و تخت‌ات مرتب است، به این می‌گویند یک کار دقیق و حساب شده، تو خیلی زحمت کشیده‌ای.

 

*توجه خود را بر تلاش‌های انجام‌گرفته یا درس‌های آموخته شده متمرکز کنید نه فقط بر نتیجه نهایی.

 

*کار را هر چه زودتر توصیف و تأیید کنید، تشکر و قدردانی را به بعد موکول نکنید.

 

*اجازه دهید کودک درباره کار خودش قضاوت کند.

 

*گاهی اجازه دهید کودک خود وظایف روزانه خانه را انتخاب کند.

 

*وظایف را تنظیم کنید، خواسته‌ها را تغییر دهید و کودکان را همزمان با رشد و بلوغ، در تصمیم‌گیری‌ها شرکت دهید.

 

*از کودک هر روز انتظار انجام مقداری کار داشته باشید.

 

*برای انجام کارها، هر روز زمان معینی درنظر بگیرید.

*ثبات قدم و قاطعیت را با استفاده از تشویق و گاهی تنبیه مثل کم کردن حقوق هفتگی یا ماهانه یا انصراف از بردن او به پارک یا مهمانی تقویت کنید و پاداش‌های شفاهی فوری به او بدهید.

 

*به‌خاطر داشته باشید هدف، همکاری، احترام و علاقه متقابل است،‌ نه فقط انجام شدن کارها.

 

*برای کودک فرصت‌هایی فراهم کنید تا خدمت دلسوزانه‌ای به فرد نیازمند بکند. چنین فعالیت‌هایی، احساس محبت، سپاسگزاری و تمایل بیشتر به کمک در کارهای منزل را در او تقویت می‌کند.

 

*از تهدید و تنبیه‌های مداوم بپرهیزید. این روش‌ها به ندرت نتایج مثبت و ماندگار دارند.

 

*به کودکان برچسب‌های مثبت بزنید؛ پسر خوش شانس، دختر مهربان، برادر قوی،‌ بچه باهوش و... می‌تواند تصور ذهنی شیرین، دلپذیر و ماندگاری برای بقیه عمر کودک فراهم کند.

 

*محدودیت‌ها یا تهدیدهایی را که قادر یا مایل به انجام آن نیستند، درنظر نگیرید.

 

*مخصوصاً در مورد کودک خردسال، دستورهای واضح و ساده به کار ببرید.

 

*تفاوت‌های فردی کودکان را مدنظر قرار دهید.

 

*زمانی که کودک تحت فشار روانی است،‌ از خواسته‌ها و انتظارات خود بکاهید.

 

*به مشکل حمله کنید، نه به کودک و شخصیت او.

 

*بر نقایص و کاستی‌های کوچک و ناچیز اصرار نورزید.

 

*از کاربرد جمله‌های تهدیدآمیزی نظیر « این کار را بکن وگرنه...» پرهیز کنید.

 

کلام آخر اینکه رسیدگی بیش ازحد و وابسته نگه‌داشتن کودک نهایتاً به ناتوانی و بدتر از آن به ناسپاسی او می‌انجامد. طفلی که در سال‌های اولیه عمر تنها گیرنده بوده و هیچ توقع و چشمداشتی از او نداشته‌ایم و فرصتی برای ابراز وجود به او نداده‌ایم در بزرگسالی به طفیلی تبدیل خواهد شد که وبال گردن شده، همواره انتظار دریافت سرویس‌ها و خدمات بیشتری دارد. این را به یاد داشته باشیم که این چنین فردی هیچ جایگاه مناسبی در اجتماع نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 12:25  توسط خاله شیرین  | 

روانشناسی کودک

به خاطر بچه ها با همسرتان زندگی می کنید؟

 

persian chat rooms

برای نسل ‌های متمادی والدین به امید اینکه ازخودگذشتگی‌ شان آخر کار به نفع فرزندانشان باشد، این توصیه را به جان خریده ‌اند. خیلی‌ها هنوز باور دارند که این تنها انتخاب والدینی است که در ازدواج خود به بن‌ بست رسیده ‌اند.

اما نظر من بخاطر تجربه شخصی که دارم چیز دیگری است. من که در خانواده ‌ای پرورش یافتم که والدینم تصمیم گرفتند بخاطر ما به زندگی زناشویی تاسف‌ برانگیز خود ادامه دهند، عقیده دیگری دارم. برای من طلاق والدین بسیار بهتر است از سالها زندگی در خانه ‌ای که والدین مدام در حال جنگ و دعوا هستند، به همدیگر احترام نمی‌ گذارند و بچه‌ ها با ناراحتی و عصبانیت مداوم بزرگ می‌شوند. این دنیایی بود که من در آن پرورش یافتم و زخم ‌هایی که از آن خوردم هنوز در زندگی‌ ام باقی مانده و باقی خواهد ماند.

من باور دارم که ماندن در یک ازدواج فقط به خاطر بچه ‌ها یک انتخاب فیزیکی است که هیچ نگاهی به درد احساسی و روانی که فرزندان متحمل می‌شوند ندارد. در چنین محیطی هیچ الگوی مثبتی از اینکه ازدواج چیست و چطور باید باشد برای بچه ‌ها وجود ندارد. درواقع، حتی باعث میشود در نظر آنها ازدواج چیزی ترس‌ آور و ناراحت ‌کننده به نظر آید که باید از آن دوری کرد.

وقتی والدین از نظر احساسی از هم جدا شده باشند و فقط زندگی فیزیکی کنار هم داشته باشند، خوشبختی، هماهنگی، همکاری، احترام و لذت حضور نخواهد داشت. بچه‌ ها این را احساس کرده، سردرگم می‌شوند و خیلی وقت ‌ها هم خودشان را مقصر برای بدبختی والدینشان تصور می ‌کنند. درنتیجه افرادی عصبی و مضطرب بزرگ شده و هیچ آرامشی در دوران کودکی خود تجربه نمی ‌کنند. زخم‌هایی که چنین زندگی بر جای می‌گذارد کم از زخم‌ های زندگی کودکانی که والدینشان از هم طلاق می‌گیرند ندارد.

به عقیده من، والدینی که در زندگی زناشویی خود به مشکلی می‌ خورند که قابل حل نیست و به همین دلیل تصمیم به طلاق می‌ گیرند انتخاب بسیار بهتری دارند و انتخاب آنها به نفع همه اعضای خانواده خواهد بود.

والدین خود من می ‌بایست در همان ابتدای ازدواج خود از هم جدا می‌شدند. آنها زندگی بسیار ناخوشایندی در کنار هم داشته، احترامی برای هم قائل نبوده و فرزندان خود را در خانه ‌ای پر از خشم، اضطراب، و مشاجرات و دعواهای مکرر بزرگ کردند.

یادم می‌آید که مادرم روزی از من پرسید که بهتر بود از پدرم جدا شود یا نه. من با فریاد گفتم، "نه!" من مادر و پدری مثل مادرها و پدرهای بقیه بچه ‌ها می‌خواستم. با اینکه کودکی ناخوشایند و سرشار از احساس ناامنی داشتم، می‌ترسیدم و نمی‌دانستم که با طلاق والدینم زندگی ‌ام چطور خواهد شد. البته مادرم هم شهامت لازم برای این کار را نداشت و سالها به زندگی تاسف ‌آور خود ادامه داد.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم که آن یک اشتباه بود. هیچکدام از والدین من آدم‌های بدی نبودند فقط به درد هم نمی‌خوردند. مهارت‌های ارتباطی‌شان بسیار ضعیف بود و هرکدام فقط دوست داشتند به هر قیمتی که شده در دعواهای بین ‌شان پیروز شوند. البته هزینه اصلی که پرداخت کردند سلامت فرزندانشان بود. من فکر می‌کنم هر کدام از والدینم اگر طلاق می‌گرفتند، مجرد می‌ماندند یا شریک دیگری برای زندگی خود انتخاب می‌کردند، زندگی به مراتب بهتر و شادتر را تجربه می‌کردند.

به همین دلیل بود که وقتی زندگی زناشویی خودم دچار مشکل شد، راه دیگر را انتخاب کردم. اما بخاطر تجربیات کودکی‌ ام فهمیده بودم که در یک طلاق چه کارهایی را نباید کرد. همه تلاشم این بود که طلاقی به گفته خودم فرزندسالار داشته باشم. من و همسر سابقم با همکاری هم رابطه‌ ای خوب بین خودمان نگه داشتیم تا پسرمان از ده سالگی تا بیست سالگی برسد. چیزی که خوشحالم می‌کند این است که پسرم که الان به جوانی تبدیل شده، این همکاری‌های ما را تایید کرده و قدردان آن است.

خوشبختانه به وجود تجربیات تلخ کودکی هنوز به ازدواج اعتقاد دارم و بعد از شکست در ازدواج اولم، دوباره ازدواج کردم. توصیه من به والدینی که در زندگی زناشویی خود مشکل دارند این است که:

اگر والدین بلوغ و قاطعیت کافی برای کمک گرفتن از متخصص را قبل از طلاق داشته باشند می‌توانند یاد بگیرند چطور به طور مثبتی دوباره با هم ارتباط برقرار کرده و تعهدشان را به ازدواج از سر بگیرند. این به نفع همه اعضای خانواده خواهد بود.

اما اگر بچه ‌ها در یک منطقه جنگی یا سکوت و بی ‌تفاوتی یک ازدواج مرده بزرگ می‌شوند، طلاق در را به سوی آینده ‌ای سالم‌تر و شادتر برای بچه ‌ها باز خواهد کرد. اما طلاق والدین همیشه یک راه‌ حل نبوده است. برای اینکه بهترین نتیجه عاید فرزندان شود، والدین باید بعد از طلاق همکاری لازم برای مرکزیت دادن به بچه ‌ها و اولویت دادن به سلامت روحی و روانی آنها را داشته باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 11:8  توسط خاله شیرین  | 

روانشناسی...

روش های مقابله با دزدی کودکان

 

تبادل

 

از مسائل مهم تعلیم و تربیت و از مشکلات آن، مسأله دزدی کودکان است.این امر برای بسیاری از خانواده‌ها و مدرسه‌ها مسأله‌ساز و بحث‌انگیز است و توجه نهادهای تربیتی گوناگون و نیز دستگاه قضایی هر جامعه‌ای را به خود جلب کرده است.

ما در مواردی کودکانی را می‌بینیم که خوردنی‌ها یا اسباب‌بازی و وسایل دیگری را که از آن خودشان نیست، به خانه می‌آورند و آن را در گوشه‌ای مخفی می‌کنند. این امر در بین کودکان خردسال شایع است و درسنین تا 8 سالگی تقریبا به اوج خود می‌رسد. مسأله مهم در امر دزدی کودکان مسأله ناراحتی والدین در دزدی فرزندان آن‌ها است.

آن‌ها از این‌که می‌بینند با همه صداقت و درستی صاحب فرزندی شده‌اند که از دوران خرسالی دزد درآمده، بسیار نگرانند و نزد این و آن احساس شرمندگی می‌کنند. در اینجا باید به والدین محترم تذکر دهیم که اگر فرزندشان در سن تمییز نباشد و دزدی کند مسأله چندان مهمی نیست. با مراقبت‌ها و هشدارهایی که خواهید داد و با به کار بردن ضوابط و فنونی بسادگی می‌توانید آنها را اصلاح کنید. نگرانی به هنگامی است که فرزند شما به سن تمیز رسیده و زشتی و قبح عمل را می‌شناسد، ولی متأسفانه به علت عادت کردن به آن عمل زشت و آگاهانه تن به سرقت می‌دهد. در چنین مواردی باید موضعی در پیش گرفت و برای اصلاح آن باید نگران بود.

منشأ دزدی چیست؟
منشأ دزدی در کودکان وبزرگسالان یکی نیست. برای هر گروه از آنها انگیزه‌ها و موجبات و علل گوناگونی دارد. ولی آنچه از نظر کلی می‌توان در این زمینه ذکر کرد، توجه به اصل لذتجویی در تملک و تصاحب آن چیزی است که مورد علاقه فرد است و از راه‌های ساده و ممکن از نظر او بدست نمی‌آید. منشأ آن از دید دیگر، می‌تواند محرومیت باشد. حتی محرومیتی ساده از غذا، بستنی و شکلاتی می‌تواند او را به دزدی وادارد. به خصوص محرومیت‌های دوران کودکی و عدم احساس ارضا و اشباع در این امر نقشی اساسی دارد.

علل دزدی
الف- نیازهای مادی: محرومیت‌ها و نداشتن‌ها.
ب- علل عاطفی: محرومیت از محبت و نوازش که موجب اضطراب می‌شود و دزدی طفل سبب سکون او می‌شود.

عدم احساس تأمین امنیت برای خشونتی که درباره‌اش اعمال می‌شود.
انتقام از والدین یا دیگران به هر علتی که باشد.

ج- علل روانی: بسیاری از دزدی‌ها دارای جنبه روانی هستند. دیدن جنس مورد علاقه کودک و عدم دسترسی به آن محرکی می‌شود برای دزدی او.

تقلید از الگوها و نمونه‌هایی که از طریق رسانه‌ها دیده یا شنیده است.
رفع اضطراب روانی
نوعی اعتراض و نشان دادن عصیان و طغیان خود و توانایی خویش.
رغبت روانی به داشتن اشیاء پر زرق و برق که دزدی بنظر او بهترین و تنها راه است و...

با دزدی کودکان چه باید بکنیم؟
بهترین برخورد با چنین مسأله‌ای، برداشتن گام‌هایی حساب شده برای آموزش صداقت و درستکاری و تصحیح این رفتار ناشایست است . شما نباید در برابر این مسأله بیش از حد لازم عکس‌العمل نشان دهید، همان طور که نباید ازکنار آن به سادگی بگذرید.

به کودکان اصل مالکیت را بیاموزید.
معنی خریدن را برای کودک توضیح دهید. به کودک بفهمانید برای داشتن هر چیزی باید پول پرداخت کنند.
مفهوم مالکیت را به کودک آموزش دهید. به کودک یاد بدهید که چیزهایی را که مال اوست از چیزهایی که به او تعلق ندارد، تشخیص دهد.
درباره اعمال کودک با او بحث کنید. اگر بچه کوچکی چیزی را که مال او نیست، برداشت، با او صحبت کنید و به او بگویید: اگر کسی چیزی را که مال توست بدون اجازه بردارد، چه احساسی خواهی داشت؟ از او بخواهید چیزی را که برداشته است، به صاحبش برگرداند؛ ولی از آنجا که عذرخواهی برای کودکان کار مشکلی است، او را مجبور نکنید بار اول عذرخواهی کند، ولی به او بگویید دفعه بعد باید بگوید معذرت می‌خواهم. به او آموزش دهید وقتی شیئی را می‌بیند و می‌خواهد آن را داشته باشد، اول از شما یا هر کس دیگر سئوال کند که آیا می‌تواند آن را بردارد یا نه!

 


عذر خواهی را به کودک یاد بدهید. این کار برای کودکان سخت است اما این کار را با تمرین انجام دهید. مثلا با کودک خود، نمایش کوتاهی اجرا کنید و در آن از کودک عذرخواهی استفاده کنید.
به کودک یاد بدهید در برابر وسوسه‌ها مقاومت کند. همه بچه‌ها باید یاد بگیرند وقتی وسوسه می‌شوند تا هر چیزی را که می‌خواهند داشته باشند یا آن را بردارند، بتوانند خود را کنترل کنند.

 


نام کاری را که کودک انجام می‌دهد به او بگویید. وقتی کودک چیزی را که به او تعلق ندارد ازجایی برمی‌دارد، به سرعت با او برخورد کنید؛ یعنی به محض اینکه توانستید در یک موقعیت مناسب با او صحبت کنید. به کودک بگویید باید آن شیء را به صاحبش برگرداند. باید به بچه بزرگتر که می‌تواند تفاوت بین خریدن را با برداشتن شیئی که مال او نیست، تشخیص دهد، بگویید که این کار دزدی است! از او نپرسید که آیا چیزی را که در جیبش پیدا کرده‌اید، او برداشته یا نه. از او نپرسید چرا؟ ولی با لحن جدی و خونسرد به اوبگویید: تو این را دزدیده‌ای! و این حرف را به محض آنکه از قضیه آگاه شدید، بگویید. به کودک القا نکنید که «بچه بدی است» باید به کودک فهمانده شود که «کارش» ناپسند بوده است.

 


پیآمدهای منفی را به کار گیرید. جیغ و داد و موعظه‌های طولانی برای این رفتار برخوردهای صحیحی نیست؛ برای کودکان پیآمدهای واقعی لازم است تا یاد بگیرند دزدی، خلافی بسیار جدی است. کودکان باید یاد بگیرند که جبران کنند.
به کودک، در مقابل رفتار درستش پاداش دهید.
بر کارهای کودک نظارت داشته باشید.
سعی کنید کودک را در مقابل جمع تنبیه نکنید و به شخصیت او در مقابل دیگران توهین نکنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 10:11  توسط خاله شیرین  | 

روانشناسی

استفاده کودکان از تلفن همراه خوب است یا بد؟

عکس های خفن

 

تلفن های همراه امروزه به بخش جدایی ناپذیری از زندگی نه تنها افراد بالغ و بلکه کودکان نیز تبدیل شده است. بر اساس آمار موجود چیزی نزدیک به 22 درصد کودکان 6 تا 9 سال ، 60 درصد کودکان 10 تا 14 ساله و 84 درصد کودکان 15 تا 18 ساله در آمریکا دارای تلفن همراه هستند. بر همین اساس آمار کودکان 8 تا 12 ساله که از تلفن همراه استفاده می کنند نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

با توجه به استفاده روز افزون از تلفن های همراه در بین کودکان و نوجوانان، بر آن شدیم تا شما را با یک سری از مسائل در مورد این وسیله ارتباطی آشنا کنیم.

استفاده از تلفن همراه در شرایط اضطراری
بدون شک یکی از بهترین فواید تلفن همراه برای کودکان و نوجوان قابلیت استفاده از تلفن همراه در شرایط اضطراری است. در شرایطی مثل دور بودن از خانه برای مدتی طولانی ، بیرون رفتن به همراه دوستان و یا سایر شرایط می توان از تلفن همراه استفاده کرد.

مشکلات حاصل از استفاده تلفن همراه:

مشکلات روحی:


بر اساس مطالعات جدید انجام شده استفاده از تلفن همراه می تواند اعتیاد آور باشد.همچین ارتباطی مستقیم بین میزان استفاده از تلفن همراه و احساس افسردگی وجود دارد. بیشتر کودکان و نوجوانانی که در زمان حال دچار افسردگی هستند از تلفن همراه به مقدار زیادی استفاده می کنند.

ضعف بینایی:


همانند کاربران کامپیوتر ، کاربران تلفن همراه که زمان زیادی را صرف فرستادن پیامک کرده و مجبورند برای دیدن عبارت بر روی صفحه و یا صفحه کلید به چشم خود فشار بیاورند و این امر به ضعیف شدن چشم ها منجر می شود.

پخش باکتری ها:


با توجه به این که ما برای صحبت با تلفن همراه آن را به دهان خود نزدیک می کنیم و بسیاری از اوقات در زمانی که تلفن همراه در نزدیکی ماست عطسه یا سرفه می کنیم. این مسئله موجب می شود تا تلفن همراه به نوعی وسیله آلوده تبدیل شود که به راحتی می تواند آلودگی را انتقال بدهد.

تومور مغزی و کاهش اسپرم:


بر اساس برخی تحقیقات انجام شده اشعه های الکترومغناطیسی موجود در تلفن های همراه باعث تشکیل تومورهای مغزی و کاهش اسپرم در مردان می شود. البته در تمامی تحقیقات انجام شده این نظریه تایید نشده است.

 

عکس های خفن

کم خوابی:

بسیاری از کاربران نوجوان تلفن های همراه در میانه شب به خاطر دریافت کردن یک پیامک یا پاسخ به تماس از خواب بر می خیزند و اغلب دچار کم خوابی شده و در روز بعد خسته هستند.

وابستگی به تلفن همراه:


در یک تحقیق انجام شده در آمریکا ، 37 درصد نوجوان کاربر تلفن همراه گفته اند که بدون تلفن همراه قادر به ادامه زندگی نیستند. همچنین مشخص شده است که بسیاری از نوجوانان ترجیح می دهند با دوستان خود از طریق تلفن رابطه داشته و کمتر همدیگر را ملاقات کنند.

دروغگویی:


همچنین مشخص شده است که چیزی نزدیک به 39 درصد از کاربران بین 18 تا 29 ساله در زمانی که از تلفن همراه استفاده می کنند در مورد مکان حضور خود دروغ می گویند.

هزینه ها:


بسیاری والدین در زمانی که صورت حساب تلفن همراه فرزندان خود را می بینند شوکه می شوند. استفاده از سرویس های مختلف ، مثل پیامهای صوتی و تصویری و همچنین اینترنت می تواند هزینه سنگینی را بر خانواده تحمیل کند.


توصیه هایی به والدین:


با فرزند خود در مورد استفاده صحیح از تلفن همراه و این که چگونه و کجا باید از آن استفاده کند صحبت کنید. به او آموزش دهید که کی ، کجا و چطور از تلفن همراه خود استفاده کند. در مورد استفاده از تلفن همراه هشدار و تاثیرات بد آن به کودک خود هشدار دهید .سعی کنید به او توضیح دهید که در صورتی که بیش از حد از تلفن همراه استفاده کند بایستی هزینه های آن را از پول توجیبی خود بپردازد

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 12:3  توسط خاله شیرین  | 

کلاس مقدماتی

 اینم بچه های توتیا در کلاس مقدماتی تابستان

persian chat rooms

 

persian chat rooms

 

persian chat rooms

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

persian chat rooms

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

persian chat rooms

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 11:6  توسط خاله شیرین  | 

روانشناسی کودک

مهمترین علل مکیدن انگشت در کودکان

عکس های خفن

 یک متخصص کودکان با بیان اینکه وجود بعضی ناهنجاری‌ها در خانواده می‌تواند از علل مکیدن انگشت کودک باشد، اظهار کرد: تغییرات خلقی، عکس العمل به اختلافات در خانواده و کمبود محبت از مهم ترین عوامل مکیدن انگشت کودکان است.

دکتر کوشانفر با اشاره به اینکه مکیدن انگشت در کودکان بسیار شایع است، گفت: بیشتر خانواده‌ها نگران مکیدن انگشت نوزاد و کودکانشان هستند ولی این پدیده غریزی است و 30 تا 40 درصد کودکان 2 تا 4 ساله انگشتان خود را می‌مکند.

مهمترین علل مکیدن انگشت در کودکان
این عضو هیت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در خصوص تفاوت مکیدن انگشتان در کودکان شیر مادرخوار و شیرخشک خوار، اظهار کرد: مکیدن انگشتان در نوزادان 6 ماهه طبیعی بوده و به علت رشد دندان‌هاست ولی سفت مکیدن پستانک و شیشه شیر می تواند به مشکلات دندانی و پوسیدگی دندان‌ها منجر شود.

وی با اشاره به اینکه مکیدن انگشت در پسران شایع‌تر است، گفت: پسران به علت اختلالات خلقی بیشتر نسبت به دختران انگشتان خود را می مکند و گاهی کودکان 10 تا 12 سال نیز انگشتان خود را می‌مکند.

کوشانفر در خصوص علل مکیدن انگشتان اظهار کرد: گاه زمانی که کودک را در 2 سالگی از شیر می‌گیرند کودکان به خاطر مکیدن پستان مادر شروع به مکیدن انگشتان خود می‌کنند و زمانی که کودک را از شیر‌خشک می‌گیرند به علت عادت به مکیدن شیشه کودک شروع به مکیدن انگشتان می‌کند.

وی با اشاره به اینکه کمبود محبت می تواند از علل مکیدن انگشتان باشد، گفت: وجود بعضی ناهنجاری‌ها در خانواده، تغییرات خلقی، عکس العمل به اختلافات در خانواده و کمبود محبت می تواند از علل مهم مکیدن انگشتان کودک باشد.

کوشانفر یادآور شد: کودکانی که مادرانشان کمتر به آنها توجه می‌کند و اغلب فرزند سوم و چهارم خانواده هستند بیشتر به این مشکل مبتلا می شوند.

این متخصص کودکان در خصوص کودکانی که تمام انگشتان خود را می‌مکند، گفت: این کودکان دارای اختلالات خلقی بیشتری هستند و در صورت تمییز نبودن انگشت‌ها ممکن است دچار عفونت‌های ناخن و بافت‌های چرکی در انگشتان شوند.

وی تاکید کرد: مادران باید انگشت‌ کودکان خود را مرتب شستشو داده و ناخن‌های آنها را کوتاه کنند.

والدین کودکان را به علت مکیدن انگشت تنبیه نکنند
کوشانفر با اشاره به اینکه فشار روحی و تغییرات خلقی از مهم ترین عوامل مکیدن انگشتان است، گفت: خانواده‌ها سعی کنند زمانی که کودکان انگشتان خود را می مکند آنها را تنبیه نکنند. دست آنها را نکشند، نوک انگشتان آنها را به مواد تلخ آغشته نکنند، احساسات آنها را سرکوب نکنند و وسایل مورد علاقه کودک را فراهم کنند تا حواس کودک پرت شود.

وی با اشاره به اینکه تنبیه کودکان 4 ساله ممکن است به شب ادراری منجر شود، گفت: درصورت تنبیه و سرکوب احساسات ممکن است کودک به مشکلات دیگری دچار شود.

این متخصص کودکان در پایان توصیه کرد: خانواده‌ها سعی کنند کودکان 4 ساله خود را مجبور به نقاشی کشیدن کرده و تا حد امکان به کودکان دوم و سوم خود بیشتر محبت کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 10:1  توسط خاله شیرین  | 

بهداشت روان کودک

از نظر بهداشت روان ، کودک سالم کیست؟

 

تبادل لینک رایگان

 

- متناسب با سن خود حرف مي‌زند و اصلا از لحاظ شاخص‌هاي تكاملي مشكلي نداشته و ندارد.
- در هر سني خود را به اندازه مطرح مي‌كند. انتظار دارد ديگران به او توجه كنند، ولي هرگز اجازه نيافته توقع داشته باشد همه فقط به او نگاه كنند.
- مي‌تواند به مدت متناسب با سن دور از پدر و مادر به سر برده و از بازي و تعامل با ساير اطفال و بزرگترها لذت ببرد.
- به فكر ديگران (از جمله پدر و مادر) است، ولي نه در حدي كه خود را فداي ديگران كند. شراكت را بر انزوا ترجيح مي‌دهد.
- از موفقيت در درس،‌ ورزش، موسيقي و... لذت مي‌برد، ولي نه آنكه فكر كند تمام هدف وي شاگرد اول شدن است و اگر نشد دنيا به پايان رسيده است. از شكست عبرت مي‌گيرد و به يك موجود افسرده و سرخورده تبديل نمي‌شود.
- فرق رقابت را با احساسات درك مي‌كند. وقتي به حوالي بلوغ برسد گروه هم سن و سال را بر دايره خانواده ترجيح مي‌دهد، جوك مي‌گويد، تيم ملي و قهرمانان معروف ورزشي را مي‌شناسد، از سياست، دين و پيشرفت‌هاي علمي دنيا باخبر است و خود را با علم جديد وفق مي‌دهد، به سر و وضع ظاهر خود به اندازه معقول مي‌رسد و از مدهاي جديد و هنرپيشگان كشور خود بي‌خبر نيست.
- در اواسط تا اواخر نوجواني، شغل احتمالي آينده خود را برگزيده است.

والدين براي داشتن كودكي سالم به چه نكاتي بايد توجه داشته باشند؟
1- والدين بايد واقع‌گرا بوده، نقاط ضعف كودك خود را درك و باور نمايند: آيا حرف زدن او دير شده است؟ (مثلا در پايان 3-2 سالگي هنوز كلمه حرف مي‌زند) آيا بيش از حد مي‌دود و از مبل و اثاثيه بالا و پايين مي‌رود، به نحوي كه در يك مهماني يا مهدكودك شاخص و انگشت نما مي‌گردد؟ آيا بيش از حد خجالتي است و از خواندن اشعاري كه از تلويزيون يا مهد ياد گرفته در ميهماني‌ها امتناع مي‌كند و يا بيش از حد به مادر خود چسبيده، به نحوي كه در پايان 3 سالگي نمي‌تواند 4-3 ساعت را دور از خانه و مادر به سر ببرد و خوشحال باشد؟ آيا مي‌تواند از خود دفاع كند، به نحوي كه اگر كودكي هم سن و سال مداد يا اسباب‌بازي را از دستش بيرون بكشد خودش بتواند آن را پس بگيرد؟ آيا خواندن، نوشتن و محاسبات رياضي را در حد سن خود مي‌داند؟

2- افراد مسئول مانند معلمين و پزشكان متخصص اطفال، بايد نقاط ضعف وي را يادآوري نمايند و دنبال كار را بگيرند، نه آنكه انكار و حذف صورت مسئله را چاره كار بدانند (مثلا بگويند كودك من بيش فعال نيست، معلم بي‌حوصله است يا حرف زدن وي دير نشده، همه افراد فاميل ما دير شروع به حرف زدن مي‌كنند و يا دور سر او كوچك نيست، طبيب جوان و بي‌تجربه است).

3- والدين بايد بتوانند جلوي حملات خشم خود را بگيرند و چاره همه رفتارها و خطاهاي طفل‌ (مثل دويدن، جيغ كشيدن و درس نخواندن) را در كتك و تنبيه جسماني جستجو نكنند.

4- والدين نبايد انتظار داشته باشند كه تمام اجتماع (از معلم گرفته تا اقوام و دوستان)، خود را با طفل ايشان منطبق نمايند، بلكه برعكس بايد بدانند كه هر انساني وظيفه دارد خود را با اجتماع منطبق كند (مثلا بگويند: بچه‌ها صبر كنيد، وقتي فريبرزجان از بازي خسته شود، همه اسباب‌بازي‌ها را به شما خواهد داد).

 


5- والدين بايد علايم اختلالات روانپزشكي را تا حد لازم در كودك خود درك كنند (افسردگي، تهاجم، كمبود اعتماد به نفس، ضعف تحصيلي، بيش‌فعالي و...) و در صورت لزوم از رجوع به منابع علمي غفلت ننمايند.

6- والدين بايد تا حد امكان وقتي به بحث و مجادله بپردازند كه طفل يا اطفال حضور نداشته و يا درخواب باشند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393ساعت 11:31  توسط خاله شیرین  | 

مطالب قدیمی‌تر