تبليغاتX
مهد طوطیا
تو قفساي باغ وحش
حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو
ميمون و شير و پلنگ

ميمونه شكلك مياره
مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك
تنهايي فوتبال ميكنه

نگاه كن اون خرس رو
وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد
هي ميپره تو هوا

طاووس رو نگاه كنيد
چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه
ناز و خوش آب و رنگه
*********************************
صبح كه از خواب پا ميشم
اول آفتاب پا ميشم
يه كمي ورزش ميكنم
تو باغچه نرمش ميكنم
صدا ميزنم مامان جون
چايي رو بريز تو فنجون
وقتي چايي رو نوشيدم
مامانو بابارو بوسيدم
ميرم به كودكستان
خوشحال و شاد و خندان
********************************
باز تلفن زنگ ميزنه
تو گوشم آهنگ ميزنه
من گوشيرو برميدارم
ميگم الو سلام دارم
مامان جونم صداش مياد
صداي خنده هاش مياد
از پشت سيم بهم ميگه
بزرگ شدي حالا ديگه
صدآفرين بر پسرم ، برات يه هديه مي خرم
صدآفرين بر دخترم ، برات يه هديه مي خرم
*******************************
مدادم و مدادم
این روزا خیلی شادم
چونکه می خوام با دوستان
برم به کودکستان

تراش می یاد کنارم
خیلی دوستش می دارم
انگار با من داداشه !
سرم رو می تراشه

حالا چقدر تیزم من
عاشق پاییزم من !
+ نوشته شده توسط خاله شیرین در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 10:19 |
با صورتي مهربون
نشسته روي ايوون

از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه

مي گه براي زري
قصه ديو و پري

قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه

حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه

با اون لباي خندون
دوستش دارم فراوون

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 10:14 |
ماه و ستاره
شب اومد و ستاره
رو آسمون نشسته
نه يك ، نه ده ، نه صدتا
هزار هزار تا دسته

ستاره توي شبها
چراغ آسمونه
مثل گل و بنفشه
تو باغ آسمونه

يك كمي اين طرفتر
ماه قشنگ و زيباست
دلش گرفته امشب
براي اينكه تنهاست


شاعر : علي اصغر نصرتي
*********************

كفش

ني ني كوچولو
كفشاي سوت سوتي داره

يه توپ ماهوتي داره
بازي فوتبال مي كنه،
شوت مي زنه

كفشاش براش سوت مي زنه


شاعر : مهري ماهوتي
*************************************
سؤال

دويدم ودويدم
به يك سؤال رسيدم

كيه كه توي دنيا
ماهي مي ده به دريا؟
برف و تگرگ مي سازه
درخت و برگ مي سازه؟

به بلبلا آواز مي ده
به موش دم دراز مي ده

به آدمها خواب مي ده
آفتاب و مهتاب مي ده

جواب تو آسونه
خداي مهربونه
هر بچه اي مي دونه

شاعر : ناصر كشاورز
+ نوشته شده توسط خاله شیرین در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 10:12 |
 

    آهای آهای بچه هــــــــا    

عیــــــــــد شما مبــارک

      آمده فصل گلهــــــــــــــا     

  قشنـــگه دشت و صحرا

   بر روی شاخه گـــــــــل 

 مرتب میـگه بلبـــــــــــل

عید شما مبارک                   عید شما مبارک

این عکس بسیار زیبا  (طبیعت سرسبز جهرم) رو از وبلاگ دوست عزیزمون

آقای گرامی گرفتیم .

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت 10:55 |
 

بوسه زد با بهاری به لب سبزه به نــــاز

گفت در گوش شقایق ، گل نسرین صد راز

 

سلام ، به سر سبزی و طراوت و صفای دل شما .

به رقصیدن سرو و گل و ریحان در باغ و بوستان .

سلام ،بر بهار که بهترین بهانه برای آغازست

اینک در بهار دل انگیز قرار داریم .

طراوت و رقص گلهای بهاری را با صفای د ل شما پیوند می زنیم

تا سبزینگی آن همیشه با شما باشد .

 

 

پروردگارا ؛ بر ما منت گذار تا همچون بهار

 کریمانه ، صفا و همدلی را در قاب دلهایمان برویانیم.

 

سلام  بر تو ای خالق شاپرکهای رنگارنگ بهاری....

 

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت 10:43 |

وقت اذان است

گلها مي خندند

پشت سر سرو

قامت مي بندند

                           

سنبل مي گويد   

الله اكــــــــــــبر

لاله مي خواند

 سوره را از بر

 

نرگس در ركوع       

گل ميدهد باز

كوكب در سجده

غرق در نياز

 

دستان سوسن

رو به قنوت است

وقت تشهد

بر سمت توت است

 

هنگام سلام

گلها يكـــــرنگند

وقت اذان است

گلها مي خندند

 

 

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 11:7 |

طوطیا

 

 

آی بچه ها            آی بچه ها             گوش بکنید                  به این صدا

یک حرف دارم برای شما  

طوطیا مهد شادیه            محل درس و بازیه 

وقتی می یای به اینجا              می شوی شاد و خوشحال

دختر گلم   آقا توپولم 

اینجا بیا شادی بکن          با بچه ها بازی بکن             نقاشی، تاب بازی بکن

توی حیاط طوطیا             ورزش و توپ بازی بکن

هرچی می خوای          بپر بالا          بپر پایین           توی هوا       روی زمین

خنده بکن سرود بخوان   

                  می گیم همه با یک صدا

ما همه شاد و خندونیم                    با هم دیگه مهربونیم.

 


این شعر قشنگ رو بابای آرش جون در مورد مهد طوطیا سروده اند

 

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:4 |

عروسک

 

مادر جونم با پارچه های کوچک

دوخته برام عروسک

 

رنگ گلای باغچه پیراهنش

هزارتا شاپرک داره دامنش

 

عروسکم مو داره

چشم و دو ابرو داره

 

عروسکم چه خوشکله خدایا

دوستش دارم قد تموم دنیا

 

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 8:48 |

دوست

خداي عزيز!


من تو كتاب قصه خوندم كه امام زمان ۳۱۳ يار داره و اگه ظهور نمي كنه به خاطر اينه كه همه دوستاش رو هنوز پيدا نكرده من مي تونم دوست امام زمان باشم؟!

 

 

 


 

 

باران

 

خداجون!
تو را به خاطر نعمت باران شكر مي كنم .اينطوري كوه ها، بنفشه ها و سنگ هاي ريز تشنه نمي مانند .

 

 

 


دوستی

 

خدايا آرزو دارم كه هيچ وقت در جهان جنگ نباشد .همه مردم با هم مهربان باشند و بچه هاي دنيا با دوستي مشغول زندگي كردن باشند .

 

 

 

 

 


 

 

 

 

قرآن

 

پروردگارا علاقه ي ما را به كتاب آسمانيمان قرآن روز به روز بيشتر كن و به ما كمك كن تا بتوانيم سوره هاي زيادي از قرآن را حفظ كنيم و از آن ها درس بگيريم. .


الهي آمين

 

 

 


 

 

مادر

 

خداي بزرگ از تو سپاس گذارم كه مادري به اين مهرباني به من دادي . كسي كه هميشه از داشتنش به خود باليدم .


او مثل خورشيدي تابان خانه ي ما را گرم مي كند . و مثل رودخانه محبتش  ميشه جاريست . وجودش به ما اميد مي بخشد و خستگي اش ما را غمگين مي كند . با خنده هاي او خانه گلستان مي شود . و بهاري به خانه ي ما مي آيد .

خداي خوبم او را هميشه براي ما حفظ كن .

 

 


فصلها

  

خداي مهربانم !

از تو سپاس گذارم براي ما فصل ها را آفريدي . فصل هايي به زيبايي بهار ، كه درختان پر از گلهاي رنگارنگند و چمن زارهايي كه پر از پروانه هاي زيبايند . تو خالق رودخانه هاي خروشاني خداوندا تو را ستايش مي كنم چون تمام زيبايي ها را يك جا به ما هديه دادي .

 


منبع: سایت نونهال
+ نوشته شده توسط خاله شیرین در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 7:3 |
من درختم ..... سايه دارم ..... سبز و خوشگلم ..... ميوه مي دم هر سال
بچه خوب ، چه مي کني ؟؟ حرفمو گوش کن ..... نچين ميوه کال
شاخه هامو تو نشکني .......... من تو رگام خون دارم
يادت باشه، من زنده ام .......... من تو بدن جون دارم
در پاي من بريز آب هميشه .......... تا که شوم سرسبز
بذار بيان به روي شاخه هامون ......... هم گنجشک و هم سار
يادت باشه پاييز مياد ........ برگاي من مي ريزه
يه روز مي شه که خشک مي شم ......... چوبم برات يه ميزه
+ نوشته شده توسط خاله شیرین در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 7:12 |

لالايي
لالايي ماه و مهتابه
لالايي مونس خوابه
لالايي قصه ي گل هاس
پر از آفتاب پر از آبه
لالايي رسم و آيينه
لالايي شعر شيرينه
روون و صاف و ساده
زلال مثل آيينه
لالايي گرمي خونه
لالايي قوت جونه
لالايي ميگه:يک شب هم
کسي تنها نمي مونه
لالايي آسمون داره
گل و رنگين کمون داره
توي چشمون درويشش
نگاهي مهربون داره
لالايي هاي ما ماهه
بدون ناله و آهه
بخون لالايي و خوش باش
که عمر غصه کوتاهه

ناصر کشاورز

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 7:6 |
 

نور نشاط

 

اتل متل پاورچين

دستمال آبي ورچين

بيا بيا تماشا

بيا به ديدن ما بيا به ديدن ما

باباي آق ولي من تپلم

آره عزيزم تو تپلي

دسته گلم ، بله نوه جون دسته گلي

من تپلي نه بال دارم نه پر دارم

مثل كلاغ اين درخت

غارغار

از همه جا خبر دارم

خبر خبر

پسرم مزنگوشه بازيگوشه

هم زبل و هم باهوشه

چه با هوشه و چه باهوشه

من منم ابراهيم آقا،

اصغر جون بفرما، آره بفرما

اجازه آقا ، اجازه.

ما اصغر آق ولي ، همسايه تپلي

خيلي خوب بابا كتم را ول كن.

اتل متل پرنده

قصه و شعر و خنده

بيا بيا تماشا

بيا به ديدن ما

(شاعر: بابک نيک طلب)

 

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 6:38 |

فرزندان ايران

 

 

 

ما گلهاي خندانيم

 

فرزندان ايرانيم

 

ايران پاك خود را

 

مانند جان مي دانيم

 

 

ما بايد دانا باشيم

 

هشيار و بينا باشيم

 

از بهر حفظ ايران

 

بايد توانا باشيم

 

  

آباد باشي اي ايران

 

آزاد باشي اي ايران

 

از ما فرزندان خود

 

دلشاد باشي اي ايران

 

 

 

سروده آقاي عباس يميني شريف

+ نوشته شده توسط خاله شیرین در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 8:52 |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس